تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی

نتایج جستجو برای عبارت :

تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی

...یا حَبیبَ التَّوّابین...
به فکر فرو رفتم...
به فکر فرو رفتم و بلافاصله یه لبخند تلخ نشست روی لبم...
آخه این اولین بار توی این چند سال بود که داشتم بدون واسطه به خودم فکر می کردم...
اولین باری که نگران خودم شدم...
تا حالا خودم رو اینطوری ندیده بودم...
چقدر عوض شدم...
یه ضعف جسمی آروم آروم داره بهم غلبه می کنه...الان که فکر می کنم می بینم این ضعف قبلا هم بوده اما بهش توجهی نمی کردم...
دم ظهر که می شه دیگه نمی تونم سرپا بایستم...باید درس بخونم....اما نمی تونم...
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده است:1⃣ رضایتش را در طاعتش پنهان کرده، پس هیچ طاعتی را کوچک نشمار چرا که ممکن است رضایت خدا در همان باشد و تو نداني؛2⃣ خشم خود را در نافرمانی از خود مخفی کرده است، پس هیچ گناهی را کوچک نشمار، چرا که ممکن است خشم خدا در همان گناه باشد و تو نداني؛3⃣ اجابت خود را در دعا پنهان کرده است، پس هیچ دعایی را کوچک نشمار، چرا که ممکن است اجابت در همان دعا باشد و تو نداني؛4⃣ و دوست خو
هو
نکته ۲۶
..بدان که اگر روح به متابعت سید بشر صلی الله علیه و آله به دوام ریاضات و مجاهدات قوت گیرد تواند قالب کثیف را به مکان جسمانیت لطیف کشد و نشانش آن باشد که یک ساعت دو سه ماهه راه برود و آنچه شنیده ای که زمین را از بهر فلان ولی طی کردند تا به یک شب به مکه رفت در این حال باشد.
و اگر قوتش بیش باشد تواند که قالب را به مکان جسمانیات الطف کشد و نشانش آن بود که در میان آب رود و تر نشود و به یک نفس از مشرق به مغرب رود.
و اگر قوت روح به کمال رسد قالب را ب
به نامش
من می گفتم ما سرزمین غریبی داریم. اگر آن را بشناسی حتما عاشقش می شوی چه با سواد باشی چه کم سواد، چه روشنفکر باشی چه غیر روشنفکر... هر چه باشی، طبیعت پر شکوه و عظیم این سرزمین تو را به زانو در می آورد و با تمام وجود جنگیدن به خاطر آن را به تو می آموزد. از پی دیدن و شناختنش دیگر نمی توانی نسبت به آن غریبه باشی و به آن فکر نکنی، نمی توانی چمدانت را ببندی و خیلی راحت بگویی: " می روم آمریکا، می روم جایی که کار و مزد خوب وجود دارد، می روم و خودم را خ
احسان محمدی فاضل : بعد از ظهور شبکه های اجتماعی کلمات قصار زیادی در باب آرامش در زندگی و رسیدن به کمال منتسب به افراد مشهور که گاها صرفا برای بازدید بیشتر نامی تصادفی ذکر می‌شود میخوانیم مانند این جمله:از هیچکس هیچ توقعى نداشته باش و از هرکسى توقع هرچیزى رو داشته باش!در اینکه انسان مسئول عملکرد رفتار خویش است شکی نیست و اشتباه جزیی از ذات آدمی اما ما در خانواده و جامعه زندگی میکنیم نیازمند ارتباط و انجام کارهای محول شده هستیم. هر مخلقوقی هد
بانو شین میخونه آی جوانی بگذرد تو قدرش نداني و من به سه ماه باقی مونده ی 18 سالگیم فکر میکنم . 18 سالگی که طبق یه قانون نانوشته و البته مضحک بهترین و خاص ترین سال زندگیه .حالا 18 سالگی من داره به پایان میرسه و ترس از بالا رفتن سن داره منو میگیره . شاید احمقانه باشه تو این سن اما وقتی تا 18 سالگیت هیج جیز قابل توجهی برای ارائه و افتخار به خودت نداشته باشی این ترس به سراغت میاد .حتی اگه 18 ساله باشی .
آه تمام نوشته هام و از تنبلی و بی مصرفیم نوشتم .شاید این
خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در چهار چیز پنهان داشته است؛
1- خوشنودی خود را در میان طاعتها. پس هیچ طاعتی را کوچک مشمار که بسا خوشنودی خداوند در همان باشد و تو نداني.
2- وخشم خود را در میان گناهان پنهان کرده. پس هیچ گناهی را کوچک مپندارد که شاید خشم خدا در همان باشد و تو نداني.
3- و اجابت خویش را در میان دعاهایش پنهان نموده. پس هیچ دعائی را کوچک مدار که بسا همان دعای مستجاب باشد و تو نداني.
4- و ولی خود را در میان بندگان خود پنهان داشته پس به هیچ بنده
نشاید این زمانه مهربانی
شکست آرد اساس زندگانی
به هریارو رفیق و همدل خود
اگر گویی تو اسرار نهانی
چو از درگاه خانه پا نهد در
کند افشا سخنهایت به آنی
سر سفره تملق گوید از تو
چو از تو میبرد سود کلانی
دودست او همیشه جوف جیبت
به ترفندی رود که خود نداني
سرش افکنده دستش روی سینه
چو بیند پول داری شادمانی
همه ورد زبانش چاکرم من
اگر بر دخل وی سودی رسانی
ولی افسوس وصد حیف از زمانی
شوی مفلس ببینی لا مکانی
ز هر سو نیش خندت میزند وی
که بو
.
1ما برای این نیامده بودیم
2منو بشنو از دور
دلم میخواهدت
3دیگر از اینهمه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام
بیا برویم
4حتی دکمه های کیبورد هم کمکی به باریدن نمیکنند
5واژه ها خوبند.اثر دارند.جان دارند.قوی اند؛اگر بلد باشی!
6هشتاد و پنج روز دیگر مهلت تمام است
7خوشا بحال شما که شاعری بلدید
8هیچوقت گیر بهشت و جهنمت نبودم.خودت میدانی.فقط ترس قهر بودنت حالم را بد میکند.قهر نکن.ببخش.میبخشی.
9از یک جایی به بعد سیکل معیوب بغلت میکند.ولت نمیکند.اگر هم بکند خ
یکی از بزرگان گفت: پارسایی را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن‌ها گفته‌اند؟
گفت: بر ظاهرش عیب نمی‌بینم و در باطنش غیب نمی‌دانم.
هرکه را جامه پارسا بینی          پارسا دان و نیک‌مرد انگار
ور نداني که در نهانش چیست          محتسب را درون خانه چه کار؟
سلام
بچه ها ما یک آیتم جدید به نام متن داریم که توی آن متن هایی را که می نویسم را می گذارم.
به نام خالق مسافر شب های زمستان 
شبی از شب‌های زمستان مسافری تنها بودم که ازحمله وحشیانه سرما‌‌‌‌ قامتم خمیده و در تنهایی خود به این می اندیشیدم که چگونه به اینجا رسیدم و چگونه از این زمهریر جان بسر می برم و چه سرنوشتی در انتظار من است.در این برهوت که فقط آسمان با پلک هایش با من سخن می گوید راهی بجز فکر کردن ندارم.راه برگشتی را نمی دانم و فقط مثل پلک ها
بسم اللهبه دعوت یکی از دوستان، مدتی است که با برخی از دانشجویان کارشناسی یکی از بهترین دانشگاه های مربوط به حقوق کشور، اصول فقه کار می کنم. جایی که شاید بیش تر دانشجویانش رتبه ی دو رقمی داشته اند و شاید هیچ کس با رتبه ی چهار رقمی در آن قبول نشود. خلاصه، جمعی هستند از دانشجویان درس خوان و باهوش.در یکی از جلسات بحث از وضع تعیینی و تعینی بود (که بگذریم یعنی چه). بعد از ارائه ی تعاریف و سعی در ارائه ی تعریفی روشن و محکم، برای خوب جا افتادن بحث، مثال ه
طرز تهیه آش گندم



آش گندم یکی دیگر از آش های محلی یزد با طعم و مزه بی نظیر می باشد که امروزه در سراسر ایران با دستور طبخ متفاوتی تهیه و پخت می شود شما می توانید آش گندم را به همراه آش رشته یا آش جو برای مجالس افطاری و نذری خود درست کنید. ما در ادامه دستور پخت آش گندم را با اسفناج و گندم و حبوباتی مثل لوبیا, نخود و عدس به صورت مرحله به مرحله آماده کرده ایم که شما با این دستور پخت آش گندم که از سری آموزش های آشپزی پارلین می باشد می توانید آش گندمی با
بی‌قرارم می‌خواهم بروم می‌خواهم بمانم دارم در ترانه‌ئی مبهم زاده می‌شوم به نسیما بگو کتابهای کودکان را کنار گلدان و سوالات هفت‌سالگی چیده‌ام گونه‌هایم گُر گ است تشنه نیستم می‌خواهم تنها بمانم در اتاق را آهسته ببند شب پیش خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم انگار که تعبیر تمام رفتن‌ها بازگشتِ به زادرودِ شقایق است. . . امروز هم کسی اگر صدایم کرد بگو خانه نیست بگو است شمال می‌خواهم به جنوب بیندیشم می‌خواهم به آن پرنده‌ی خیس، ب
طرز تهیه آش ماست


آش ماست یکی دیگه از آش های پرطرفدار و خوشمزه ما ایرانیان مثل آش رشته می باشد که این آش در استان های مختلف ایران با دستور پخت های متفاوتی تهیه و سرو می شود ما امروز در بخش آموزش آشپزی پارلین طرز تهیه آش ماست را به صورت خیلی ساده ولی خوشمزه آماده کرده ایم که شما به راحتی میتوانید این آش را در خانه تهیه کنید در واقع دستور پختی که ما برای شما آماده کرده ایم پرطرفدارترین دستور پخت برای آش ماست می باشد که در اکثرا مناطق ایران از این
اینکه آدم یک نفر را از دست بدهد و بداند دیگر آن نفر را نمی بیند و صدایش را نمی شنود یک درد است. اینکه نداني برای کجای نبودنش دلتنگی کنی یک درد دیگر. آهنگ مورد علاقه اش چی بود؟ کدام پیراهنش را بیشتر از همه دوست داشت؟ وقتی حالش خوب بود چی می خورد؟ وقتی غمگین بود کجا می رفت؟ هیچی. ، دست ما را گذاشته لای پوست گردو. باید برایش روایت جعل کنیم؟ هر آنچه ازش به خاطر داریم را دوست بداریم؟ 
من یک دفتر دارم. هر چیزی که از مادر جان بهار یادم می آید تویش می
1) از دستورالعمل‌های معتبر استفاده کنید.
برای اینکه به نتیجه دلخواه برسید. بسیار مهم است که دستورالعمل‌ها را یادداشت کنید. با یک دستورالعمل مطمئن شروع به پختن کنید. بسیاری از دستورالعمل‌هایی که در فضای مجازی وجود دارند، آزمایشی و امتحان نشده هستند.
2) از ظرف هم اندازه با آنچه در دستورالعمل ذکر شده است، استفاده کنید.
اگر قصد دارید از ظروف دیگری استفاده کنید، باید زمان پخت را مطابق ظرف خود تنظیم نمایید.
کاغذ پوستی (روغنی) یا کاغذ آشپزی یکی از
تو نیومدی. کوچه ها پاییز شدن. از درخت ها پاییز میریزه. پیرمرده که اون روز دیدم داشت از ته کوچه می اومد سمت منم پاییز بود. این روزا  هی دارم برای منزوی بودنم بهانه تراشی میکنم. بهانه تراشی های پاییزی. به استادام سلام نمیکنم. بچه های آشنا رو میزنم به ندیدن. حرف از دهنم در نمیاد. فکم قفل میشه. کلمه ها با آب دهنم مخلوط میشن بعد انگار به زبان دایناسور هایی حرف میزنم که پنهان بودن همه ی این مدت و تازه یه قرن پیش به طور واقعی منقرض شدن. بدتر از همه اینا خی
درحسرت دیدن تو هردم
هرگز تو نداني که چه کردم
سیلی زده ام به صورت زرد
بر دیده کشیده سرمه ی سرد
صد منت نا به جا کشیدم
از دشمن و دوست بد شنیدم
گفتم که ز راه بر نخیزم
با دشمن و دوست می ستیزم
تا دست به گیسویت رسانم
آتش بزنم به جسم و جانم
تا بوسه زنم به خاک پایت
جان و دل خود کنم فدایت
کی دیده درین جهان چو من مست
تنهاست "رسا" که این چنین هست
#گیتی_رسائی
وبلاگ یک اردیبهشتی توووپ 200 دنبال کننده ای شد :)))))
آخرین کسی که وبم رو دنبال کرد تا 200 تایی بشم وب (( فریاد های بی تشويش )) بود 
ممنون از تمام دوستان دنبال کننده و بانو بهار جان =)
شیرینی اش رو میذارم واسه ویژه برنامه ی 200 روزگی وبم با هم میدم
پی نوشت : کسانی که مدام قطع دنبال می کنید تا لینکتون توی وبم بمونه (( از این کار خیلی بدم میاد , لطفا دیگه اینکارو تکرار نکنید .
بعدا نوشت : باوجود قطع دنبال کردن بعضی ها دوباره 200 تایی شدم :)))
من، این آدمی که دلتنگیِ چند روزه از پا درآوردش، چه طور قراره تحمل کنه ماه ها و سالها دوری و فرسخ ها و دریاها فاصله رو ؟
چرا انقدر سخته بی اعتنایی؟
چرا آدمهایی برامون ارزشمندن که کوچکترین بدیهیات رو دریغ می کنن ازمون؟
قرارمون این همه دلتنگی نبود آخه قلبِ کوچکِ پیچیده و سردرگمِ من.
قرارمون این همه خستگی نبود.. این همه تشويش و بلاتکلیفی نبود..
بعضی آدمها هم بودنشون و رفتنشون مایه ی دلتنگی و عذاب وجدانه و هم نبودنشون..
 
+ و تا زمانی که علم هنوز نتو
همان طور که می دانیم اولین چیزی که بعد از دیدن قسمت بیرونی ساختمان نظر مخاطب را به خود جلب می کند ، نما و طرح بیرونی آن ساختمان یا بناست به طوریکه می توان ادعا کرد که نمای بیرونی ساختمان به تنهایی می تواند نقش پررنگی را برای ایجاد تاثیر اولیه قوی در جذب مخاطب داشته باشد.
در نمای بیرونی ساختمان ها می توان از مصالح مختلفی مانند چوب ، آجر ، آلومینیوم ، سرامیک و... استفاده کرد. اگر شما برای اجرای نمای بیرونی ساختمان خودتان از یک گروه حرفه ای (تیم تا
دلتنگ باشی، شب هم خوابش را دیده باشی، دلتنگی ات صد برابر شده باشد، بعد نداني چکار کنی، چطور خودت را آرام کنی، هی بروی به تلگرامش سر بزنی هی خاطراتت را ورق بزنی و هی قدم بزنیو ناارام باشی، آنوقت یکدفعه ای انگشتت برود روی آلبوم گوشی ات، آنوقت یک پوشه عکسی خودش باز شود و تو لابلای تصاویر ناگهان چشمت بیفتد به عکس پسرش و آنوقت هی بوسش کنی هی اشک‌هایت را پاک کنی که بتوانی سیر تماشایش کنی، این یعنی یه دنیا لبخند، این یعنی یه دنیا شادی، خدا کند همیشه
باید این گیس های زردِ مرده را از آن تارهای سیاه جدا کنم. و بعد پشیمان و منفعل بمانم. همانطور که همیشه. وقتی دستم می لرزد. از صرف نکردنِ آن قرص های آبی، میمانم. و بیش از همه از دراز شدنِ فصلی که در آن خود را جیره ی آن ماهی های بی علاقه ی عجیبِ کفِ دریا نکردم و از آب بیرون زدم. که شاید باز آیی. از آن بیرون جستم ـو تو باز آمدی. با سطلِ رنگِ سفیدی. که روی بوم می پاشی. تو در آن خراشِ عمیقی، در مغزم. هنوز. که چیزی در مغزم چنگ می زند. نوعی ویروسِ بی حواسی. که دچ
اختلال خلقی را می‌توان تحت عنوان وجود تشويش در حالت عاطفی یک فرد توصیف
کرد. این اختلالات عموماً به دو گروه اختلال افسردگی و اختلال دو قطبی
طبقه‌بندی می‌شوند. جهت کسب اطلاعات بیشتر از انواع مختلف اختلالات خلقی،
این مقاله را مطالعه بفرمایید..

ادامه مطلب
دلتنگی و مصیبت وقتی بزرگ تر و  گردن کلفت تر میشود که نداني دلتنگ چی هستی.  دلتنگ عمر ؟ دلتنگ آدم هایی که دوستشان داشتی؟ دلتنگ کارهایی که مدتهاست نکرده ای یا کارهایی که دوست داشتی انجامشان دهی و  نشده است.به عرف این روزها و  آدمهای اعصاب خرد شده اش این حرفها  غر غر و ناله است. اگر عصر خیساندن  چسب شیرین تمبرهای 2 ریالی بود و اینها را برای دوستی آن سر ایران یا دنیا می نوشتی . می شد توقع داشت یک ماه بعد جوابی بلند بالا بهت بدهد. همین انتظار و ش
إبن أبی طه در پست دویست و هفتاد و دوم از «البحار الزلالة» در فضیلت روزه‌ی اول زمستان چنین می‌نویسد که «روز اول زمستان را روزه بگیر و آن را از کف مده، که همانا این روز کوتاه‌ترین روز سال است و همانا می‌شود قضای روزه‌ی اول تیرماه را در این روز به جای آورد، و همانا این خیلی باحال است. پس چونان‌چه روزه‌ای قضا داری یا نذر، اگر اول زمستان را برای ادای آن قدر نداني، واقعاً که»
 
وی در همین باب اشاره می‌کند که «در آخرالزمان، دورانی فرا می‌رسد که
إبن أبی طه در پست دویست و هفتاد و دوم از «البحار الزُلالة» در فضیلت روزه‌ی اول زمستان چنین می‌نویسد که «روز اول زمستان را روزه بگیر و آن را از کف مده، که همانا این روز کوتاه‌ترین روز سال است و همانا می‌شود قضای روزه‌ی اول تیرماه را هم در این روز به جای آورد، و همانا این خیلی باحال است. پس چونان‌چه روزه‌ای قضا داری یا نذر، اگر اول زمستان را برای ادای آن قدر نداني، واقعاً که»
 
وی در همین باب اشاره می‌کند که «در آخرالزمان، دورانی فرا می‌رسد
تا وقتی منتظر دیگری هستیم، زجر می کشیم. تا وقتی امید به همت دیگران می بندیم و خودمون بی همتی می کنیم چیزی جز رکود نصیبمون نمیشه. قبول دارم که بی همراهی آدم ها کار سخته، اما تو تلاش کن، خدا خودش وسیله رو سر راهت قرار میده، به حول و قوه ی خودش، ان شا الله.خدایا، ببخش، ببخش که از صبح نشستم غمیگینانه حرص خوردم بدون اینکه فکر کنم کافیه توکل کنم بهت، و یا علی بگم به خاطرِت، اون وقت تو مسیر رو هموار میکنی ... خدایا کمکم کن که سخت از بدقولی دلگیرم.. کمک کن
یادم میاد موقع راهنمایی یه انشا نوشتم فکر کنم درباره ی فصلا بود منم پاییز و انتخاب کردم و دربارش نوشتم رفتم خوندم اما معلم قبول نکرد خودم نوشتم بهم گفت بگو خودت ننوشتی تا بیست بدم بهت وگرنه ۱۲ میدم بهت. اون همش گفت منم اصن قبول نکردم آخرم همون ۱۲ رو گذاشت و چه نمره ی شیرینی بود. میخواست خودمو انکار کنم خوشحالم که قبول نکردم ... اما اون هیچ وقت نفهمید که اون خود من بودم خودِ خودم.
خلاصه اون موقع مثه الان چرت و پرت نمینوشتم قلم با من یار و من با قلم
دقیقا ۷ روز پیش برای اولین مرتبه در زندگی‌ام کچل کردم. منی که عاشق مو‌ یم و عاشق موهایمم، منی که با سر خوردن موها روی صورتم دلم قنج می‌رود. این من.... دیروز هم برای بار دوم . و شاید هر هفته و یا هر ۵ روز یکبار ... تا کی؟ نمی‌دانم. شاید تا زمان دفاعم این روزها درگیر پروپوزالم، پر از استرس و پر از تشويش و بهم ریختگی. چرا؟ چون می‌خواهم همه چیز عینا همان شود که خودم می‌خواهم. می دانم از سر خودخواهی‌ست ولی آماده‌ی تغییر هم نیستم. دلم کجاست؟ حوالی صاد.
پرم از دلهره. پرم از کارهای نکرده. پُر ِ پُر ِ پُر. دلم آرام و قرار ندارد. می نشینم یک گوشه و زل می زنم به تلویزیونی که نمی دانم چه پخش می کند و از چه می گوید. می نشینم پشت لپ تاپ و پرسه می زنم در وب هایی که نمی شناسم. می دانم باید شروع کنم به نوشتن. ولی نمی توانم. پایان نامه نوشتنم نمی آید. شمارش مع شروع شده. ذهنم درگیر این شمارش مع است. آن قدر که پایان نامه دیگر مهم نیست. نمی دانم نگران چه ام. ولی نگرانم. دلم پیاده روی می خواهد. طولانی. سخت. تنها.
به گزارش خبر فوری
به نقل از ایلنا، مهران عبدالله‌‌پور در گفت‌وگو با پایگاه دولت بهار با
اعلام این خبر اظهار کرد: دادگاه کیفری ١٠٥٨ کارکنان دولت موکل بنده را به
اتهام توهین به دادستان تهران
به شش ماه حبس تعزیری و همچنین به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشويش اذهان
عمومی به پرداخت ۴ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرده است.وی افزود: آقای
جوانفکر مدتی قبل به سبب نگارش مطالب انتقادی در فضای مجازی علیه رویه برخی
مسئولین قضایی، با اعلام جرم ازسوی دا
پرسیدم تو اگر به جای من بودی، از خودت فرار نمی کردی؟
اگر پژواک هر صدایی در شیارهای بی شمار مغزت طنین می انداخت و امواج صوتش تا ساعتها و روزها و ماه های پیاپی بی وقفه در گوش ات تکرار می شد؛ اگر مرز میان خواب و بیداری، روزمرگی و تفاوت را گم کرده بودی ، اگر تصویر رویاهایت زنده تر از هر خاطره و حال و واقعیتی پیش چشمت جان می گرفتند و وقتی حقیقتِ محض گذر روزها و زندگانی ات به تلخیِ کابوسِ یک سقوطِ بی پایان بود؛ اگر هر مسئله ی هرچند کوچکی در بدو ورود به
بعضی ها با طومار پر کردن و تشويش اذهان عمومی و مسئولین سعی دارند کاری کنند که مسیر قطار سریع السیر را از برخوار به شاهین شهر بکشند .. آخه برادر ها شما که تخصصی ندارید چرا دارید به شهرستان ضربه می زنید ... می دانید با عبور این قطار از شهرستان چقدر به رشد این منطقه کمک می شود ... حالا اگر از دیوار کشی کنار آن انتقاد دارید جای بث وجود دارد ولی کل مسئله را زیر سوال نبرید ...مگر طول عبور مسیر از حاشیه دولت آباد و دستگرد چقدره ؟بیشتر از یک کیلومتره ؟ خب با
گویا توهمات اسماعیل دوست و مبالغه و بزرگ نمایی از خود تمامی ندارد. این اقا اول سعی کرد برچسبی به راه اندازان این بلاگ بزند که عضو گروه مجاهدین هستند تا مردم را از ما بترساند و کسی دَم از حق خود نزند. الان هم مدعی برخورد و شکایت از دست اندر کاران این بلاگ شده . آقای دوست حواست باشه هر وقت حرفی که زدی را نتونی عملی کنی مورد مضحکه ملت میشوی . آخه چرا حرفی را میزنی که بعد بمونی توش مثل ویزا گرفتن . چرا وقتی کم میاری جرأت معذرت خواهی نداری . وقتی راه می
عکس آقای خامنه ای