برف تویی ابر تویی گرم نگه دار مرا

نتایج جستجو برای عبارت :

برف تویی ابر تویی گرم نگه دار مرا

ماه تويي، راه تويي، نور تويي، شور تويي...
ساز تويي، راز تويي، عود تويي، عشق مجسم تويي...
قصه‌ی آغاز تويي، محرم این راز تويي، 
شور بده خفته‌ی این راه را...
از منِ این بدسرشت، مگذر و دارش بزن...
نای من و ناز من...
سلسله جنبانِ عشق...!
شور بده...
شور بده...
خفته‌ی این راه را...
عمر گذر کرده‌ام، روی سیه کرده‌ام...
آن دگر آواره‌ام، خون دلی خورده‌ام...
سلسله جنبانِ عشق...!
روی مگیر،
شور بده، خفته‌ی این راه را...
روز جزا، نامه‎‌ی اعمال سیاه...
دل به حریم می‌بریم
دستی به بالا می برم امشب دعای من ، تويي
در حس و حال خسته این ربنای من ، تويي
باور نمی کردم ولی یک دست هم دارد صدا
وقتی که دست من تويي وقتی صدای من ، تويي
می آیی از سمت سحر از آن طرف تر از خطر
پنهان تويي ظاهر تويي این صفای من ، تويي
مثل شب پاییزی ام باغصه های پشت هم
احساس های مانده در این روزهای من ، تويي
دستم به دامان تو ای لیلی ترین دلربا
مجنون من در بیستون تا همنوای من ، تويي
جغرافیای آرزوهای منی در مرز های همدلی
دستی به بالا می برم امشب دعا
غزلی از شیخ داود صمدی آملی که به اشتباه به مولوی منتسب شده است

اَهلِ نَماز میشَوَم، جُمله نیاز میشَوَم
سوی حِجاز میشَوَم "باز مُقابِلَم تويي"
باده ی ناب میشَوَم، شِعر و کِتاب میشَوَم
یِکسَره خواب میشَوَم، "باز مُقابِلَم تويي"
هَمرَهِ موج می شَوَم، راهیِ اوج میشَوَم
فوج به فوج میشَوَم، "باز مُقابِلَم تويي"
سایه ی ماه میشَوَم، دَر تَهِ چاه میشَوَم
راهیِ راه میشَوَم، "باز مُقابِلَم تويي"
توی رَواق میشَوَم، کُنجِ اُتاق میشَوَم
بَسته به طاق می
زمان زمان بلوغ است و فصل ، فصل هرس
دل شکسته ی خود را بریدم از همه کس...
+
مرا هزار امید است و هر هزار تويي
مگر نه اینکه خداوند هر امیدوار تويي؟(با تلخیص و اقتباس و ازین حرفا از سیمین بهبهانی :دی )

+مرا هزار امید است و هر هزار توييشروع شادی و پایان انتظار توييبهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشتچه بود غیر خزان‌ها اگر بهار توييدلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی مانددر این سرا تو بمان ای که ماندگار توييشهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی استستاره‌ای که بخن
تمام تار و پودم ، از تو ای عشقبرای با تو بودن ، با تو ای عشقدر این ظلمت ، که من عطشان نورمبه چشمان تو می آید سحر ، عشقبرای آخرین مقصد ، در این کوچتويي تنها دلیلم ، نازنین عشقهزاران بار دیگر خواهم آمدولی آرام و پایانم تويي ، عشق
دانلود آهنگ با من تو بمان و بدان که جان من تويي فرزاد فرخ
با من تو بمان و بدان که جان من تويي دستم رو بگیر و بخند جهان من توييعاشق تر از این بشویم ای جانبا من تو بمان و بدان که جان من تويي دستم رو بگیر و بخند جهان من توييعاشق تر از این بشویم ای جان

ادامه مطلب
خرم آباد شهر من.......
شهر اجدادی من،خرم و آباد توييمظهر آب و ضیاء باغ و فرحزاد توييآن دژ سر به فلک تا که به افلاک رسداز فرازش نگرم بهشت شداد توييگر بگویم که عروسی تو به ایران نشودپس همان به که بخوانمت چو نوشاد توييآن که در دامن خود نسل به نسل آوردهبه امانت به دل خضر چو بنهاد توييبام شهرت ننهد سر که به زانو هرگزز نوای " سیت بیارم"* زغم آزاد توييعشق شیرین عسلت ورد زبان در همه جاآنکه پرورده ز خود صد دل فرهاد توييدامن کوه و برت مطعم درویشان استکوه مخم
ای شریان جان من ای مه جاودان منصبحم و تعبیر تويي یوسف خواب دان منلعبت و دل ربای من شمعی و ره نمای منبی تو ملول مانده ام شمس من و خدای منگفتمش ای که پر زنی جلوه چو سیمرغ کنیشه پر و در اوج تويي پر زده در هوای منگفت چنین مخوان مگو چون مگسم به کوی اوبین و به توحید ببین جمله ی جلوه های من
دانلود آهنگ جدید مجتبی کبیری به نام شیرین و فرهاد
Download New Music Mojtaba Kabiri – Shirin & Farhad
تورو وقتی که دیدم هوا بارون بود دل آشفته ی من با تو چه آروم بودزیر بارون هوا با تو چه مطلوب شد هوا بد بود ولی با تو چقد خوب شددلبرا دلبرا یار دل آرام تويي عاشقا عاشقا شیرین تر از جان توييدلبرا دلبرا عشق وفادار منم عاشقا عاشقا دلبر جانان توييبا تو حس عاشقی حال خوشی داد به من تو که شیرینم شدی من فرهاد تیشه زنتوی یک آن من و تو چجور ما شده ایم چفت هم گویی فارق دنیا شده
از دور بیا
از آنسوی جهان
اما بیا
منتظرم باش 
از این فاصله دور
اما باش
بمان ..
بمان و دمی با من قدم بزن 
بگذار گرمای زندگی را در این یخبندان بی احساسی
با تو حس کنم
بگذار غبار از روی این پسر غمگین برود
بیا . بمان . نرو 
بیا و بهار من باش 
شروع من باش 
آغاز خوبی های من باش 
چشم هایت را نبند 
یک لحظه ببین
این حال را 
این درد را
درمان تويي 
طبیب تويي 
اگر دلیلی برای نفس کشیدن باشد
آن تويي
طلوع خورشید برای طلایی نشان دادن گیسوان توست
این همه جهان
فقط برا
از عشق تو هرجا که غزل دید غزل گفت
هر گاه دلش بهر تو لرزید ... غزل گفت
تو کعبه ی دل بودی و او زائر چشمت
هر گاه دلش حول تو چرخید غزل گفت
هر چند ز نا دیدن او غم به دلت نیست
هر وقت دل از هجر تو نالید غزل گفت
خورشید تويي نور تويي عشق تو هستی
وقتی که به او نور تو تابید غزل گفت
در مدرسه حتی تو نرفتی ز خیالش ...
استاد از او هندسه پرسید غزل گفت
حالا شده لبخند تو دروازه ی شعرش
هر گاه که از شوق تو خندید غزل گفت
تک بیت غزل هاش شدی در همه ی عمر
از عشق تو هرجا که غزل دی
من روز و شب در دریای وجودت غرقم...
تمامِ من خلاصه شده در عمق نگاه تو اما محتاج یک ندا،یک نگاه،یک صدا،یک پاسخ...
آنقدر در تو خلاصه شده ام که دیگر مرا با نام تو می شناسند! 
اما ای مرد زمینی اهل آسمان؛ این رسم رفاقت است؟ سکوت در برابر عذاب روز شبم؟
این رسمش نیست که سقوط اشک هایم که مصادف می شود با سقوط وجودم را ببینی 
و دم بر نیاوری...
آن روز ها نشانی، خوابی، صدایی، اتفاقی، چیزی! اما این روز ها آنقدر عجیب به حال خود رهایم کرده ای که شک می کنم: اصلا منی و
من روز و شب در دریای وجودت غرقم...
تمامِ من خلاصه شده در عمق نگاه تو اما محتاج یک ندا،یک نگاه،یک صدا،یک پاسخ...
آنقدر در تو خلاصه شده ام که دیگر مرا با نام تو می شناسند! 
اما ای مرد زمینی اهل آسمان؛ این رسم رفاقت است؟ سکوت در برابر عذاب روز شبم؟
این رسمش نیست که سقوط اشک هایم که مصادف می شود با سقوط وجودم را ببینی 
و دم بر نیاوری...
آن روز ها نشانی، خوابی، صدایی، اتفاقی، چیزی! اما این روز ها آنقدر عجیب به حال خود رهایم کرده ای که شک می کنم: اصلا منی و
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا                    
یار تويي غار تويي خواجه نگهدار مرا
نوح تويي روح تويي فاتح و مفتوح تويي  
سینه مشروح تويي بر در اسرار مرا
نور تويي سور تويي دولت منصور تويي 
مرغ کوه طور تويي خسته به منقار مرا
قطره تويي بحر تويي لطف تويي قهر تويي
قند تويي زهر تويي بیش میازار مرا
حجره خورشید تويي خانه ناهید تويي                     
روضه امید تويي راه ده ای یار مرا
روز تويي روزه تويي حاصل دریوزه تويي                  
ساغی علی،ساغر علی                        
بعد خدا داورعلی                           
ای فاتح خیبر علی                          
ای دلبر زهرا علی                           
جانم علی جانم علی(۲)                      
ای رهبر گردان علی                          
ای ثانی قرآن علی                           
ای شاه شاهانم علی                         
جانم به قربانت علی                         
جانم علی جانم علی(۲)                      
علی جان،ساغی کوثرتويي                   
علی جان،از همه س
عمریست که مستیم الا، خواجه ی شیراز
ما باده به دستیم بیا، خواجه ی شیراز
گفتی تو نگارا که منم عاشق مجنون
ما عاشق عشقیم، تو یا، خواجه ی شیراز؟ 
در میکده دیروز صبا گفت، سر و سریست
بین غزل چشم تو با خواجه ی شیراز
من مستم از این شعر، سروده است گمانم 
هر مصرع چشمان تو را خواجه ی شیراز 
سعدیست اگر لقلقه ی شعر رقیبان
ای شیخ تويي سیدنا، خواجه ی شیراز
ای یار زدم فال و تويي قسمت ما، گفت
پیر ره میخانه ی ما، خواجه ی شیراز 
من حافظ چشمان تو ام، ختم روایت! 
من ح
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تويي در چه حساب است دل ما

در قلزم می همچو حباب است دل ما
از خانه به دوشان شراب است دل ما
موقوف نسیمی است ز هم ریختن ما
چون برگ خزان پا به رکاب است دل ما
سطری است ز پیشانی ما راز دو عالم
بی پرده تر از عالم آب است دل ما
از جنبش مهدست گرانخوابی اطفال
از گردش افلاک به خواب است دل ما
چون تیغ برهنه است چو افتد به سرش کار
هر چند که در زیر نقاب است دل ما
اینجا که منم قیمت دل هر دو جهان است
آنجا که تويي در چه حساب است
تنهای تنهای تنها....
تويي و خدایی که همیشه همراهت است....
خدایا...تو میدانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که از احساس سرشار است.......
حال دلم آشوب است...آرامشی عطا کن که حتی اگر تمام مردم دنیا جمع شوند نتوانند آن آرامش ،حال خوش و حس خوب را ازمن بگیرند....
خدایا...تنها پناهم تويي....به داد دلم ،قلبم؛مغزم،روحم برس...........
خدایا ....... کمک.


ای جان قلب منه آشفته ی دلداده مرجان ای جان
دستی بزنو گردش تقدیر بگردان ای جان
ردی خبری پیک امیدی
كاش می دانستی حتی در عمیق ترین لحظه های سكوتم باز هم با تو سخن می گویم ....
تويي كه گریز پاترین و دوست داشتنی ترین همسفر زندگی من بودی ....
در این بازگشت دوباره سرما ، باز هم اجازه نخواهم داد كه ذره ای از مهر تو درون قلب شكستنی و بیمار من یخ بزند ....چنان هر بار كه به یاد تو می افتم ، نام تو را با عشق در درونم فریاد می زنم كه گرمی مهر وجودم تمام سردی دوری ات را در خود ذوب می كند ...
همسفر بودن و لحظه های سخت اما زیبای زندگی من !!!بذری در درونم كاشته ای كه با
تو...اسطوره ی خاکستری من...تو...خدای خاکستری رنگم...تنها تويي که درون قلبم مانده ای...دقیقا درون قلبم؛دقیقا گوشه ی سمت راست قبلم،تويي...صدایت،اسمت،عکس هایت و هر چیزی که با تو است،قلبم را گرم میکند؛گوشه ی سمت راست قلبم را...
میدانی...این روزها،همه توی مغز همدیگر هستیم!حتی اگر عاشق کسی باشیم،توی مغزمان است اما تو...شوق من،درون قلبم هستی...میان سینه ام،میان جانم...آنقدر مانده ای که موهایت جو گندمی شده!مانده ای و برایم داستان می خوانی...
پی نوشت:آغاز و خت
دانلود آهنگ جدید بهنام بانی به نام قرص قمر
Download New Music Behnam Bani – Ghorse Ghamar
عاشق و در به درم تويي قرص قمرم زده امشب به سرم که دلت را ببرمتويي طناز دلم محرم راز دلم بس که دل بردی ازم دلبر و ناز دلمعاشق و در به درم تويي قرص قمرم زده امشب به سرم که دلت را ببرمتويي طناز دلم محرم راز دلم بس که دل بردی ازم دلبر ناز دلمدل دل شده دیوونه و مست …
 
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ بهنام بانی قرص قمر
گر جان به جان من کنی، جان و جهان من تويي
سیر نمیشوم ز تو، تاب و توان من تويي
نظری به حال ما کن، تا روم به سمت کویت
دیوانه تر از دلم نیست، تا شود اسیر رویت
پروفایلت را تغییر دادی، باز هم ادرس تلگرامت عوض شد اینبار اول اسم همسرت و اول فامیلی خودت را گذاشتی با اعدادی که نمیدانم چه مفهومی خواهند داشت، ان موقع که من کنارت بودم ماه و سال می گذشت تغیری در تو حاصل نمیشد ای نگار من، چقدر عشق به پایت ریختم ماه من، کاش ان روزها کمی برایت ارزشمند بودم، کمی ه
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو





من آن دیوانه بندم که دیوان را همی بندم

زبان مرغ می دانم سلیمانم به جان تو





نخواهم عمر فانی را تويي عمر عزیز من

نخواهم جان پرغم را تويي جانم به جان تو





چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم

چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو





گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم
این روز ها با خودم غریبگی میکنم...
در عین ناباوری و خیلی بی رحمانه!!!
بیشتر با سایه ام دردو دل میکنم تنها رفیق همیشگی ام!!!
درونم مملو از حس های خسته و گنگ است.
سایه ام کنارم مینشید 
به تمام دردهایم گوش میدهد 
انگار تمام لالایی های عمر سایه ام در لبهای من جا خشک کرده است
و من چقدر ملتمسانه منتظر حرف های اویم...

آهای سایه از تو شاکی ام...
از تويي که در عین بودنت نیستی...
از تو بیزارم ...بیزارم بیزارم از تويي که هر بار غبار خستگی روی شانه هایم نشت
راهت را
این روز ها با خودم غریبگی میکنم...
در عین ناباوری و خیلی بی رحمانه!!!
بیشتر با سایه ام دردو دل میکنم تنها رفیق همیشگی ام!!!
درونم مملو از حس های خسته و گنگ است.
سایه ام کنارم مینشید 
به تمام دردهایم گوش میدهد 
انگار تمام لالایی های عمر سایه ام در لبهای من جا خشک کرده است
و من چقدر ملتمسانه منتظر حرف های اویم...

آهای سایه از تو شاکی ام...
از تويي که در عین بودنت نیستی...
از تو بیزارم ...بیزارم بیزارم از تويي که هر بار غبار خستگی روی شانه هایم نشت
راهت را
حسن مسافرت های گاه به گاهت این است که درد دوری از تو و خانه را می اندازد به جانم. با زبان بی زبانی به من می فهماند که آنقدر غرق خوشبختی هستی که حواست نیست، ماهی ای و حواست به آب نیست.
من بودم که می گفتم دلم روزهای قبل را می خواهد؟ واقعا این من بودم؟ این دو روز، لحظه ای نبود که نشمارم چقدر دیگر تا آمدنت مانده. چقدر دیگر میتوانم تو را ببینم، با هم به خانه مان برویم، آن وقت لم بدهم روی مبل جلوی تلویزیون، پرت کنم خودم را روی تخت و چشمانم را ببندم و مطم
دانلود آهنگ با تو آرومم از ماکان باند با لینک مستقیم و کیفیت خوب از خزرموزیک




دانلود آهنگ با تو آرومم از ماکان باند با لینک مستقیم و کیفیت خوب از خزرموزیک
دانلود آهنگ با تو آرومم از ماکان بانددانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای با تو آرومم از خواننده ماکان باند با لینک مستقیم و کیفیت خوبدانلود آهنگ با تو آرومم با بهترین کیفیت و متن آهنگDownloade Ahange Jadide Macan Band Be Name Ba To Aroumam
متن آهنگ با تو آرومم از ماکان باند
♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫دیوونتم عشق پر احساسم م
تنهابهانه ی زنده بودن من تويي...

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢﺩﻟﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻃﻠﺒﺪﺍﻦ ﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢﻪ ﺑﺪﺍﻧﺛﺎﻧﻪﻫﺎﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪﺍ ﻪ ﻣﺬﺭﺩﺮ ﺍﺯ ﺎﺩ ﺗﻮﺳﺖﻭ ﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﺝﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻮﻫ ﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﻨﻨﺪ...ﺑﺬﺭﻢ ﺍﺯ ﺍﻨﻪﺎﺱﻫﺎ ﺑﺎﻏﻪ ﺑﻪ ﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﺷﻔﻨﺪﺍﺑﺮﻫﺎ ﻮ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﺭﻗﺼﻨﺪﺷﻤﻌﺪﺍﻧﻫﺎ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻋﻄﺮﺁﻦ ﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻫﻮﺍ ﺭﺍﻠﻠﻪﻫﺎ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﺳﺮﻭﺩ ﻋﺸﻖ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪﺩﺷﺖﻫﺎ ﺷﻘﺎﻖ
دانلود آهنگ رضا رجبی به نام شکستی ام با بالاترین کیفیت
Download New Music By Reza Rajabi Called Shekastiam
ترانه: عاطفه حبیبی ؛ آهنگسازی, تنظیم, میکس و مستر: حامد برادران
 
 
دانلود آهنگ جدید رضا رجبی با لینک مستقیم
دانلود آهنگ جدید رضا رجبی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک
 
متن آهنگ رضا رجبی با نام شکستی ام
 
شکستی ام دار و ندار و هستیمپای دلی که بستیم کی میشود وفا کنیمن مست خنده های تو دلبسته در هوای توکی میشود زمهر خود قلب مرا جدا کنیتمام هستیم تويي تويي تما
سلام ای محسن ،
ای نوردیده ی خدا ،
سلام به تو ای مؤمن پاک و دلگشا ،
یاد تو بخیر ، که اسلام واقعی را نزد همه عنوان کردی ،
یاد تو بخیر ، که با صدای دلنشینت همه را غرق خودت کردی ،
تويي بنده واقعی ، تويي نور همه ی مردم ، تويي که ما را آگاه کردی ،
محسن خدا تو را رحمت کند ، ما را نزد خدایت تضمین کن و اسلام را به وسیله صدای گرمت نگه دار .
گروه رسانه و فرهنگی قاریان کتاب حق ، در سال 1395 به خاطر این عزیز ، تأسیس شد . روحش شاد و یادش گرامی باد .
ارحم الراحمین خدای رحیم
احسن الخالقین اله کریم

کیستی ؟ ای خدا تو الله ی
تو ز اسرار خلق آگاهی

اول و آخر و احد هستی
بی نیازی تو و صمد هستی

باشکوهی، عظیمی و اعلی
اکرم و اعظمی،تويي دانا

احکم الحاکمین تويي یارب
مالک یوم الدین تويي یارب

ظاهر
و باطن و بصیر تويي
اعلم و اکبر و کبیر تويي

ما
همه تائب و تو توابی
ما همه عبد تو، تو اربابی

ای
خدا جامعی و جباری
ما سراپا گنه، تو غفاری

تو
حفیظ و حلیم و حی و حمید
تو حمید و حسیب و حق و مجید

تو
خبیر و تو خالق و
 از بین یه گله گرگ وحشی فرار میکنم، می دوم می دوم می دوم ، منما ولی من من دیگه نیستم . منم یه گرگم . می دوم می دوم . تا بالای تپه بلند می دوم . چمنای زیر پام پامو قلقلک می دن. انگشتای پامو جمع میکنم تو هم . باد می وزه ،  می وزه ، می زنه زیر موهام . بلند می شن تو هوا . اهمیت نمیدم . لجش می گیره انگار . شدیدتر می وزه ، می زنه توی موهام و موهام از کنار کوبیده می شه تو صورتم . می زنمشون پشت گوشم‌ . کاش همه چی مث درد تو موقتی بود و تموم می شد . نمی موند که به زمان ت
دوست دارم زیر بارون تو خیابون قدم بزنم خیس شم ؛بعد برم یه کتاب فروشی، کتاب مستور(روی ماه خداوند را ببوس )،
رو بخرم؛بعدش برم سینما سد معبرو ببینم....نمی دونم واقعا چرا شخصیت حامد بهداد این قدر برای من جالبه ...واقعا از دیدن فیلماش که همه رو تقریبا به خاطر خودش دیده ام ،لذت میبرم؛ای کاش میشد دیدش!یاباهاش حرف زد!که بفهمم این علاقه مستور از کجا میاد! موفق باشه هر جا که هست...‌
این آهنگ چارتار یه حس جالبی داره ،که تویه آهنگ های دیگه کمتر دیده میشه.افت
ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را
تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را
بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را
با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود
ما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را
چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی
با ما چه همره می‌کنی چیزی بده درویش را
درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان
نی دلق صدپاره کشان چیزی بده درویش را
هم آدم و آن دم تويي هم عیسی و مریم تويي
هم راز و هم محرم تويي چیز
خودت و زندگیتومتحول کن.ازهمین الان شروع کن.
ازهرثانیه ات استفاده کن.به خودت بیا.
خیلی زودمیفهمی دیرشده پس از همین الانت استفاده کن.
آیندتوبساز.مطالعه کن ورزش کن مهربون باش چشم اینده تويي ،امید اینده تويي ،از خودت استفاده کن
برای شروع لازم نیست عالی باشی.
اما برای عالی شدن باید شروع کنی
شروع کن
همین الان...
سر به سجده فرومی‌بردم که صدای مادرم را شنیدم که می‌گفت :«الهی و ربی من لی غیرک؟»
بارها و بارها این جمله را شنیده بودم، اما این بار انگار چونان پتکی بر سرم فرود آمد.
الهی و ربی من لی غیرک؟
این جمله را چه کسی باید بگوید؟ این جمله مخصوص بی‌پدرومادرهاست؟
نه،نه.. حتماً مخصوص آن‌هاست که از یافتن دوست عاجزند.
چه می‌دانم. به هرحال به یک بدبخت بیچاره‌ای می‌خورد که انقدر هیچ‌کس را ندارد که مجبور است سرآخر راه کج کند سمت خدا.
خدایا! چه می‌کنیم؟!
یا رف
عکس آقای خامنه ای